همبستگی ملی با تأکید بر لزوم احترام و تعهد به حقوق بشر
از آغاز جنگ دوازده روزه تاکنون، جامعه ایران حوادث تلخ و عمیقی را پشت سر گذاشته است که به تشدید تنشهای اجتماعی انجامیده است. جنایتهای حاکمیتی که همواره تنها راه پاسخگویی به مشکلات کشور و خواستهها و مطالبات اجتماعی را توسل به سرکوب و «داغ و درفش» دانستهاند، از یک سو، و تفرقهافکنی رسانهها و جریانهای مزدوری که امروزه به معضلی بر سر راه گذار از جمهوری اسلامی به نظمی دموکراتیک و یافتن راهحل برای مشکلات و نیازهای جامعه، با اتکا به آرای مردم بهعنوان صاحبان اصلی و متولیان واقعی کشور، تبدیل شدهاند، در ایجاد و تعمیق این تنشها نقش پررنگی داشتهاند.
جنایتهای دیماه که همچنان قربانی میگیرد، در کنار آغاز دوره جدیدی از جنگها که پس از اعتراضات دیماه رخ داده و کشور را در وضعیتی از تعلیق قرار داده است، و همچنین پیامدهای این جنگها، از مهمترین و تلخترین رخدادهای این بازه زمانی به شمار میروند. اکنون بر هر کنشگر و نیروی سیاسی لازم است که به راههای کاهش دردها و آلام ناشی از این زخمهای عمیق بیندیشد و بر پایان دادن به این دوران سیاه تمرکز کند.
نظام ظلم و جور فقها در این دوران، با ابداع جرمها و وضع قوانین جدید، دامنه سرکوب خود را گسترش داده است؛ اقداماتی که از یک سو رنج مردم را افزایش داده و از سوی دیگر، عزم آنان را برای رهایی از این وضعیت مستحکمتر کرده است.
از توقیف و مصادره اموال ایرانیان معترض گرفته تا لغو تابعیت ایرانیان خارج از کشور، تصویب طرح موسوم به «مقابله با نفوذ»، قطع گسترده و طولانیمدت اینترنت، اعدامهای روزانه و بازداشتهای فراقانونی گسترده فعالان سیاسی و اجتماعی و حتی شهروندان عادی، با انتساب اتهامهای مبهم و کلی تحت عنوان «همکاری با دشمن» و با مصادیقی همچون ارسال فیلم و عکس برای رسانههای فارسیزبان، همگی از مصادیق متعدد نقض حقوق بشر در این بازه زمانی بودهاند.
جنگ و تجاوز به خاک کشور، که از دلایل آن را باید در سیاستهای نابخردانه حاکمیت، چه در زمینه برنامه هستهای و چه در سیاست خارجی، سیاستهای تسلیحاتی و ماجراجوییهای منطقهای جمهوری اسلامی جستوجو کرد، متأسفانه با سلطهگری و چشمطمع راست افراطی جهانی به ایران نیز همراه شده است و این عوامل در کنار یکدیگر، وضعیت موجود را پیچیدهتر کردهاند.
از پیامدهای این جنگها میتوان به بازتر شدن دستهای خونین حاکمیت برای سرکوب مردم، تخریب زیرساختهایی که با سرمایه و منابع مردم ایران ساخته شدهاند، گسترش فقر و بیکاری، از دست رفتن فرصتهای شغلی و افزایش افسارگسیخته تورم اشاره کرد. این مسائل رنج مردم را دوچندان کرده است. افزون بر دلایل سیاسیای که همبستگی جمهوریخواهان ایران برای مخالفت با جنگ بر آنها تأکید و التزام دارد، هر باورمند به حقوق بشر نیز باید خود را به مخالفت با جنگ و پیامدهای ویرانگر آن متعهد بداند.
همبستگی جمهوریخواهان ایران (هجا)، ضمن تسلیت مجدد به تمامی قربانیان این بازه زمانی و خانوادههای آنان و با تأکید بر ضرورت دادخواهی و همراهی با جنبش دادخواهی ایرانیان، راه برونرفت از وضعیت کنونی را در احترام و تعهد عملی به حقوق بشر میبیند؛ راهی که میتواند زمینهساز بازیابی همبستگی ملی و اجتماعی ایرانیان شود و با تکیه بر جنبشهای اجتماعی ایران، گذار مسالمتآمیز و دموکراتیک از استبداد فقاهتی به دموکراسی را امکانپذیر سازد.




